تبليغاتX
اندیشیدن با پتک - طرح حمایت از کارگران زندانی، تجربه ی شخصی.

در روزگاری که فعالان کارگری شدیدترین فشار ها را تحمل می کنند، به همت چندین تن از دانشجویان دانشگاه های تهران طرح حمایت از کارگران زندانی در دانشگاه های تهران برگزار می شود که در این جا می توانید در مورد این طرح بیشتر بخوانید. من می خواهم از تجربه ی شخصی در یاری به این طرح و برگزاری آن در دانشکده ی علوم دانشگاه تهران بگویم، دانشکده ای که شاید غیر سیاسی ترین و ناشاد ترین فضا را در دانشگاه تهران داشته باشد.

دیروز میزی را در میان فضای حدودا 500 متر مربعی لابی دانشکده نهادیم و مقدمات کار را فراهم کردیم و کار را آغاز کردم. جو جالبی بود، چون در دانشکده ای این کار را می کردیم که عمیقا ضد سیاسی است! عده ای آمدند، نگاه می کردند به بروشورها و تعجب می کردند. برادری بسیجی امد و از من پرسید که آیا مجوز دارم و به او گفتم که:" نه، دوست عزیز!" بروشوری را که در دست داشت به روی میز پرتاب کرد و رفت که به روسایش خبر دهد. دانش جویان می آمدند، اعلام تعجب می کردند و خوشحالی از این که این طرح در دانشکده شان برگزار می شود. دلیل بازداشت ها را می پرسیدند و هنگامی که به آن ها می گفتم اعلام هم دردی می کردند و می گفتند که خود را در این مبارزات دخیل می دانند. دوستان انجمن اسلامی هم تکه انداختند که" آیا واقعا جز تو کسی نیست که به این ها کمک کند؟" و پاسخ شنیدند که " مسلما از جبهه ی مشارکت و شیخ کروبی کمکی نمی رسد."

ساعتی فعالیتمان را ادامه دادیم تا یکی از ماموران حراست که واقعا مرد شریفی است آمد و باز از من مجوز خواست. به او گفتم که نیازی به مجوز نمی بینم. از من خواست که پیش معاون فرهنگی دانشکده برویم و مجوز بگیریم. او نبود. به اتاق کناری رفتیم که رئیس محترم دانشکده بودند. یکی از بروشور ها را به او نشان داد و داستان را گفت. آقای رئیس( که هم قد عمید زنجانی هستند و خوش تیپ تر) ناگهان برافروخته شد و مجوز خواست. گفتم که ندارم چون نیاز نمی بینم، چون اگر میز نباشد روی زمین هم می شود این کار را کرد! خط اول بروشور را خواند و پرسید که " مال کدوم جنبشی؟!!"( چون جنبش کارگری در خط اول آن بروشور نوشته شده بود) لبخندی زدم. پرسید که دانشجو هستم یا نه  و سپس گفت که "علوم جای این کارها نیست." گفتم که " دانشگاه جای این کارهاست و در دانشکده های دیگر هم این طرح برگزار می شود." ایشان باز هم به شکلی کاملا غیر آکادمیک و غیر اخلاقی برخورد کردند و پرسیدند که "حالا جنبش کارگری چیه؟" و من هم به ایشان یاداوری کردم که این کلمه مفهومی جهانی دارند که همه نسبت به آن آگاهی دارند، به خصوص ایشان که در انگلستان دکتری گرفته اند. ایشان عرض کردند که آگاهی ندارند و "تند جمش کن تا ..." و در این جا کمی رفتار آکادمیک کردند و ادامه نداند و سریع از اتاق شان رفتند تا مساله را پیگیری کنند. آن عزیز حراستی هم کلی ایده داد که به قول خودش چگونه آقای رئیس را "بپیچانیم"! چیزی که خیلی جالب بود پشت کار آقای رئیس بود در پیگیری این مساله، با وجود این که جلسه داشتند!

آن چه که برایم خیلی ارزش داشت غیر از یاری در این طرح و حمایت عملی و نه در حد شعار از جنبش کارگری، تلاش اول برای تغییر این فضا بود، و فهماندن  این مساله به آقایان که جلوی چشم خودتان جای این کارهاست!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 22:52  توسط روزبهان امیری  |