هر سال پیش از آغاز فصل گرما برخوردهای حاکمیت ایران با آن چه که "بدحجابی" می خواند آغاز می شود. طبق یک اولتیماتوم اعلام شده تمام بانوان بدحجاب باید از اول اردیبهشت با پوششی اسلامی به خیابان ها آیند( از این به بعد هر جا این واژه را به کار بردم دارم(بدحجاب) لغت فنی ِ جمهوری اسلامی را به کار می برم و قطعا در آن توهینی نیست، هر چند که خودم چندان راغب نیستم به این کار). با توجه به جمعیت چند میلیونی پلیس (که ماشاء الله عجب جذب نیرویی دارد) اگر این برخورد انجام شود آن چه که اتفاق می افتد این است که دیگر جایی برای این که بسیاری آن گونه که می خواهند بپوشند باقی نخواهد ماند. اکنون توجه شما را به سخنان فرمانده ی نیروی انتظامی جلب می کنم:
" احمدرضا رادان در اولين نشست مطبوعاتی خود در سال جديد خورشيدی، روز يکشنبه، 19 فروردين ماه، گفت طرح برخورد با "بدحجابی" از اول ارديبهشت ماه در تهران آغاز می شود و شامل کسانی که شلوار و مانتوی کوتاه، مانتوی تنگ، لباس های بدن نما و شال های کوچک (موسوم به نوار) می پوشند، خواهد شد.
سردار رادارن همچنين گفته است که در مرحله اول اين طرح فقط با زنان "بدحجاب" برخورد می شود و در مرحله دوم با "بد پوششی پسران" نيز برخورد خواهد شد.
آقای رادان گفت "بدحجابی" به امنيت اخلاقی آسيب می زند و هدف از اجرای اين طرح ايجاد امنيت اخلاقی در جامعه است.
وی در ادامه نشست مطبوعاتی روز يکشنبه گفت براساس تحقيقات علمی دانشگاه های ناجا (نيروی انتظامی) و تهران افراد "بدحجاب" به چند گروه تقسيم می شوند: "گروه اول بدنبال هويت گم شده خود می گردند ... و اين عده از نوعی بيماری رنج می برند. گروه ديگر بيمار روانی و دارای اختلال شخصيتی هستند که می خواهند شخصيت نمايشگرانه داشته باشند که نمونه های آنها هم در پسران و هم در دختران ديده می شود. گروه ديگر دارای اختلال و انحراف اخلاقی هستند و آخرين گروه، گروهی هيجان مدار و مدگرا هستند که حس آنها اين است که می توانند هيجان خود را از اين طريق تخليه کنند."
فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت 70 درصد افراد "بدحجاب" (که کمتر از ده درصد زنان جامعه را تشکيل می دهند) به نوعی فقدان اعتماد به نفس دارند چون اغلب آنها در پاسخ به نظرسنجی ها علمی اين دو دانشگاه از گزينه "نمی دانم" يا "نمی توانم" استفاده کرده اند."
. 
هر سال که می گذرد روند این بدحجابی ها بیش تر می شود و امسال هم نسبت به پارسال رشد قابل توجهی داشته که دیدگان بسیاری را در خیابان ها به خود جلب کرده است و این جوانان با شرایط سخت آماده سازی واقعا در سطح بین الملل بسیار پیشرو اند! البته این مساله خیلی بدیهی است و البته هنجار های اجنماعی هم در این زمینه بسیار تغییر کرده است. آنانی که می خواهند جلوی این روند را بگیرند هیچ اهرمی ندارند جز زور! اما باید دید که این استفاده از زور چقدر برای آن ها هزینه ی اجتماعی خواهد داشت و آن ها تا کی خواهند توانست که از این اهرم استفاده کنند.
در سخنان سردار رادان 3 مساله توجه مرا به خود جلب کرد( جدا از جنبه ی خبری اش). ابتدا این مساله ی برخورد با " گل پسر" هایی است که پوششی نا مناسب دارند. البته در این چند سال اخیر تعداد پسر های آرایش کرده و زیباروی که البته پوششان از فوتبالیست ها خیلی بیشتر است به شدت افزایش یافته. باید صبر کرد تا دید که آن ها چه خواهند کرد. دوم، این بحث امنیت اجتماعی است که ایشان مطرح کرده اند و من یکسره نمی فهمم. آخه حاج آقا، شما بهتر نیست که برای امنیت اجتماعی نیروهاتونو بفرستین سیستان و بلوچستان و کرمان و دیگر جاهای نا امن کشور و این همه نیرو در این گشت های ارشاد هرز ندهید و به اسم امنیت اجتماعی ساده ترین آزادی های اجتماعی را پایمال نکنید؟ این هایی که به حجاب یا دو دوست غیر هم جنس( و به زودی هم جنس) گیر می دهند یک احساس خیلی چندش آوری را در ذهن من به وجود می آورند، مثل کسی که به زور می خواهد در شرت یکی دیگر دست کند!
و نکته ی سوم تقسیم بندی روان شناختی ایشان از بدحجاب هاست که خیلی جالب است، خلاصه ی کلام ایشان این است که این هایی که بدحجاب اند یا بی هویتند یا اختلال روانی دارند یا انحراف اخلاقی یا مدگرا. از نظرگاه عقلانی اول باید گفت که اولا همه ی این صفاتی که ایشان ذکر کرده اند لزوما منفی نیست و حتی شاید لازم یا مثبت باشد که چون به نظرم بدیهی است توضیح بیشتری نمی دهم. ثانیا آیا واقعا به ذهن ایشان دسته های دیگر از مردم نمی رسد که حجاب را آن گونه که اینان دوست دارند رعایت نمی کنند؟ سردار! خود هم می دانید که نه می شود و نه اخلاقی است که بر سر کسی که اعتقادی به حجاب ندارد روسری و مقنعه گذاشت. این فرد داری چه بیماری ای ست؟ نکند حیوانی است که در زمین می چرخد و فساد می کند؟
داستان از این هم خیلی فراتر است. ملموس ترین تغییری که جامعه ی ایرانی در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی کرد همین اجباری کردن تدریجی حجاب بود. مساله ای که پیش از انقلاب تلویحا از سوی آیت الله خمینی و تصریحا توسط آیت الله طالقانی رد شده بود. در بین عموم اولین تغییری که در سطح خیابان اتفاق افتاد دیدن لمپن های لجنی بود که دنبال بی حجاب ها می گذاشتند و آن ها را می زدند و متاسفانه بسیاری از گروه های سیاسی غیر مسلمان هم موضع گیری محکمی در این مورد نمی کردند. پس از آن هم گزینش ها راه افتاد و اخراج ها و انقلاب فرهنگی و چادر ها و پیراهن های آستین بلند اجباری و.... . با این تصویری که در حافظه ی تاریخی مردم ساخته شده بدحجابی "نه گفتن" به شرایط موجود است و بسیاری از بدحجاب ها با این کار نوعی مقاومت منفی می کنند.

بدحجاب، مرگت باد!
از این ها که توقع زیادی نیست، دردآورتر این جاست که بسیاری برای رد حجاب اجباری هنوز از سخنان آیت الله خمینی در پاریس نمونه می آورند( اگر جرئت بکنند بیان کنند)، همان گونه که بسیاری از فعالان اجتماعی برای مبارزه برای بدیهی ترین حقوق از علما تاییدیه می گیرند! نه عزیزان، راهش این نیست. نقض حقوق انسانی را باید با بیان این حقوق و مبارزه ی بی کم و کاست برای احقاق آن ها روبرو کرد.